آمار  مکالمه بنده ای با خدا (5) - از خدا می نویسم
X
تبلیغات
رایتل

از خدا می نویسم

و خدا برای ما کافیست...
سه‌شنبه 20 اسفند 1392

مکالمه بنده ای با خدا (5)

_ سلام خدا جونم، صبح بخیر، من که دارم بیدارم میشم از خواب ولی نمیدونم واسه تو صبح و شب چه مفهومی داره به هر حال صبح بخیر.

_ صبح بخیر بنده ی عزیز من، منتظر بودم تا بیدار بشی و چشاتو باز کنی تا دوباره تو رو ببینم.

_ مرسی خدا جونم اگه تو رو نداشتم هیچکسی منو اینقدر لوسم نمیکرد، البته میدونی که من خیلی دوسِت دارم،

راستی خداجونم قرار شد تو یه بنده نشونم بدی که تو رو بیشتر از من دوست داره، اصلا هست یه همچین کسی؟!

_ من دوست داشتم فراموش کنی ولی حالا که اسرار داری بهت نشون میدم، اسمش مِهدی هست بی پول تر از تو تنها تر از تو و عاشق تر از تو، به قدری منو دوست داره که هر شب برام گریه میکنه به قدری که اشک چشماش خشک میشه و اگه من چشمهاشو هر روز ترمیم نکنم کور میشه ولی میدونی چرا رتبه ی اون بالاتر از توست درعاشقی؟

_ چرا؟!

_ من بصیرت تو رو باز کردم و تو میتونی منو ببینی با این حال میگی که عاشقمی و دوسَم داری ولی اگه چشمهاتو باز نمیکردم چنین نمیشدی. ولی اون بصیرتش بسته است یعنی خودم نخواستم باز بشه فقط منو حس میکنه با این حال خیلی بیشتر از تو منو دوست داره اون تا حالا بیشتر از بیست بار به خاطر من مرده وقتی که امتحانش میکردم ولی همه ی این ها رو از ذهنش پاک کردم و تا وقتی زنده است چیزی در این مورد نمیدونه اون همیشه فکرش درگیر منه و به من فکر میکنه واینکه چرا آرزوهاشو برآورده نمیکنم و هر چقدر اذیتش میکنم باز هم ذره ای از لطف و محبتش نسبت به من کم نمیشه.

_ چرا؟!   چرا آرزوهاشو برآورده نمیکنی؟

_ چون میخوام بیشتر از همه زجرش بدم. چون تصمیم گرفتم چیزی به او بدم که تا حالا به هیچ بنده ای ندادم برای همین میخوام بیشتر امتحانش کنم تا دلیل و حجتی باشه برای کسانی که از من خواهند پرسید چرا چنین عطایی به او کردی.

_ مگر چه میخواهی به او بدهی؟

_ چیزی بسیار بزرگتر از بهشت و نعمتهای بهشت.

من به او زندگی جاوید کنار خودم را خواهم داد، او همدم من، مونس من، عشق من، و عزیزترین من خواهد بود.

چرا که تنها بنده ای بود که با چشمان بسته توانست مرا ببیند و به یقین برسد و اوست همان کسی که چون زیبایی مرا می بیند همه چیز در چشمانش خار و ذلیل می شوند و چگونه دوست ندارم او را که او مرا زیباتر از همه می بیند.

_ خدایا او کیست؟!

_ ...

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 21 فروردین 1393 ساعت 18:57
+ سامانه پیامک
بنام خدا با سلام خدمت شما مدیر گرامی شما می توانید فقط با پرداخت ده هزار تومان صاحب یک پنل پیامک همراه با خط اختصاصی ارسال و دریافت شوید. با این خط می توانید پل ارتباطی جدیدی برای کاربران خود فعال نمائید.لازم به ذکر است پیامک های نرفته به شما برگشت داده می شود.همچنین می توانید خط مورد علاقه خود را میان ده هزار خط انتخاب نمائید .جهت دیدن دمو و ثبت نام به آدرس زیر مراجعه فرمائید panel.mida -co.ir/register.php باتشکر میدا
امتیاز: 0 0
یکشنبه 25 اسفند 1392 ساعت 17:09
+ زهرا
سلام.خدا همواره به همراهت.
وب قشنگی دارین.اگه مایل به تبادل لینک هستین خبرم کنین.ممنون
امتیاز: 0 0
یکشنبه 25 اسفند 1392 ساعت 09:13
+ مامان ارمیا
سلاممممممممممممممممممممممممممممممم
یعنی ما بهت سر نزنینم نمیگی یه خواهر داری مردست زندست چه جوره
خیلی به فکر این بودم که چه جوری بهت دل نوشته هامو بدم اما یهو اینقدر کار ریخت رو سرم که وقت نکردم
اما بازم مثل همیشه عالییییییییییییییییییییییییییی بود اون شخص کیه نکنه منظورت اقامونه.........
امتیاز: 0 0